الملا فتح الله الكاشاني

250

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آمدند و در اخراج شما ظهير و معين يك ديگر شدند مراد كفار مكه‌اند كه بعضى با اهل اسلام محاربه كردند و برخى در اخراج ايشان سعى نمودند و جمعى معاونت ساعيان كردند * ( وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ ) * و هر كه دوست دارد ايشان را * ( فَأُولئِكَ ) * پس آن گروه دوستدارندگان * ( هُمُ الظَّالِمُونَ ) * ايشانند ستم كاران كه وضع دوستى در غير موضع ميكنند و بسبب اين مستحق عذاب اليم و عقاب عظيماند چه دوستى با خدا و دوستان خداى بايد كرد و از دوستى ديگران غير از عقوبت ابدى هيچ نگشايد آورده‌اند كه در حديبيه چون صلح واقع شد يكى از جملهء شروط اين بود كه هر مسلمانى كه از مكه بمدينه رود آن حضرت او را بكفار باز فرستد و اگر مسلمانى از مدينه رو برتافته بجانب مكه شتابد قريش او را باز نگردانند و كتابتى بر اينوجه نوشتند و مهر بر آن نهادند و هنوز آن حضرت در حديبيه بود كه جماعتى مؤمنان از مكه گريخته بملازمت آن سرور آمدند از جمله سبيعه اسلميه دختر حارث بحديبيه آمد و اسلام آورد و شوهر او مسافر مخزومى بود و بروايتى صيفى بن راهب بيامد و گفت زوجهء مرا به من رد كن كه شرط صلح بر اين وجه بود كه از ما به تو آيد رد كنى هنوز گل مهرى كه بر صلحنامه نهاده‌ايم خشك نشده جبرئيل آمد و گفت كه آن شرط بر مردان واقع شده نه بر زنان و روا نيست كه مؤمنان را بمشركان باز دهند پس اين آيه برسولخدا خواند كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى گرويدگان * ( إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ ) * چون بيايند بشما زنان گرويده * ( مُهاجِراتٍ ) * در حالتى كه هجرت كننده‌اند از دار كفر بدار ايمان * ( فَامْتَحِنُوهُنَّ ) * پس بيازمائيد ايشان را به اين وجه كه ايشان را سوگند دهيد كه بيرون آمدن ايشان از دشمنى شوهر نبوده و دوستى ديگران سبب آمدن نشده و به هيچ غرضى از اغراض دنيويه متعلق نبوده بلكه خاص براى دوستى خدا و رسول و تدين بدين اسلام به اين جانب آمده‌اند يا نظر كنيد در اماراتى كه موجب غلبه ظن شود در اين كه ايشان بسبب ايمان نه غير آن به اين صوب توجه نموده‌اند و تسميهء ايشان بمؤمنات قبل از امتحان به جهت تصديق ايشانست به زبان و تكلم بكلمهء شهادت و عدم ظهور آنچه منافى ايمانست از ايشان و يا به جهت اشراف ايشان بر ايمان بواسطهء امتحان * ( اللَّه أَعْلَمُ ) * خداى داناتر است * ( بِإِيمانِهِنَّ ) * بگرويدن ايشان چه اوست كه مطلعست بر سراير ضماير ذكر اين قول با آنكه از جملهء بديهياتست به جهت تنبيه است بر اينكه شما را اى اهل اسلام هيچ راهى نيست به چيزى كه به آن اطمينان نفس و يقين قلب حاصل شود در حقيت ايمان ايشان چه اين مخصوص است بعلام الغيوب پس شما را در اين باب امتحان كافيست و لهذا مدار احكام شرع بر ظاهر است و يا سوگند ايشان